اينکه ميگم کارمون سخته منظورم کار آخوندهاست ميدونيد چرا؟ الآن بهتون ميگم به اين نمونه هايي که براتون ميارم توجه کنيد:
توي يک مهموني نشستي اگه حرف بزني بهت ميگن آخوندها فقط حرف مي زنند اگه حرف نزني ميگن اينها هيچ کسو تحويل نمي گيرن اگه بخندي ميگن چقدر جلفه اگه نخندي ميگن چقدرعبوس!!!
اگه غذا بخوري ميگن شکمو اگه کم بخوري ميگن حاج آقا حلاله ها!!!به هر حال يه جوري حرف پشتته. يعني شما تصور کن هرکسي يه جور عقيده داره ودوست داره يه روحاني اونجوري که اون تصور ميکنه باشه حالا خدا نکنه اون روحاني اونجوري که اون فرد تصور مي کرده نباشه ديگه خودتون تصور کنيد چي ميشه
حرف بنده اينه که چه درمورد آخوندها وچه افراد عادي ديگه کمتر نسبت بهشون توجه کنيم وکمتر ازشون عيب جويي کنيم چون اونطوري که شما تصور مي کنيد حتما نبايد يک فرد همونطور باشه
خيلي از اختلاف ها بين زن وشوهر ودوستان از اين مطلب نشات مي گيره که افراد هميشه انتظارات خاصي از طرف مقابل دارند واگه بر آورده نشد سريع ناراحت ميشن دريغ از اينکه خودشون انتظارات طرف مقابل رو برآورده نمي کنند
مثلا فرد الف روي يه چيزهايي حساس وفرد ب روي يه چيزهاي ديگه به عبارتي هر کدوم خطوط قرمزي دارند اما هرکدوم بدون اهميت خطوط قرمز همديگر رو مي شکونند وحالا هدو ناراحت از اينکه چرا منو ناراحت مي کني
به هر حال توصيه بنده اينه که خيلي چيزها رو انسان باي نديد بگيره وگذشت کنه
+
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 11:11  توسط مهدی بوذرپور
|