تبليغاتX
دلنوشته های یک طلبه جوان - چیزهای دوست داشتنی
السلام علیک یا اباعبدالله یا ثارالله وابن ثاره
بعضی اوقات بعضی چیزها به دل آدم میشینه  مثلا یکی یه شهری رو دوست داره یکی یه ماشینی رو دوست داره یکی هم......

شهر هم بستگی داره یکی محل پدریشو دوست داره یکی هم نداره البته اکثرا وطن خودشونو دوست دارند.اما بعضی ها محلی که در اون مشغول به کارند رو دوست دارند یکیش خود من محل تحصیلم یعنی قم رو خیلی دوست دارم خب قم اولا به خاطر دوجای بزرگی که داره مورد دوست داشتن خیلی هاست به نظرم قم الآن با قم چند سال پیش خیلی فرق کرده چون مسئولین شروع به نوسازی شهر کردند که توی کمتر استانی چنین چیز اون هم با وسعت بالا باشه.تازه حالا هم دارند مونو ریل میزنن که توی کشور اولین جایی که دارند این کار رو می کنن تاسیات هسته ای روهم می تونین به لیست اضافه کنید. چند تا روگزر وزیرگزر هم دارند میزنن ووسعت صحن هم یکی از طرح هایی که میشه بهش اشاره کرد.اما با همه این صحبت ها من قم رو بخاطر این طرح ها دوست ندارم بلکه بخاطر مرکز علم بودن هست که دوست دارم شاید بشه به جرات این ادعا روکرد که قم در رشته علوم انسانی درجهان بی نظیره وتبدیل به پایگاه جهانی شده.

خب این حسنیه که من از این شهر خوشم میاد....................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 7:34  توسط مهدی بوذرپور  |